دانلود رمان حاملگی اجباری pdf بدون سانسور و رایگان

رمان حاملگی اجباری

دانلود رمان حاملگی اجباری pdf از ویدا دهداری با لینک مستقیم 

برای اندروید و کامپیوتر ( بدون سانسور و کامل )

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

 با التماس و خواهش و بغض گفتم:
_
تورو خدا میشه بگی چته ؟
چنان مرا به خود چسباند و و دستش حصار تنم بود که مرا به خود فشار و لحن
خماری که اولین بار میدیم زمزمه کرد
:
_
یعنی نمیدونی چمه ؟
آب دهنم را با هر جان کندنی بود قورت دادم و با گریه که دیگر اصلا نمیتوانستم
کنترلش کنم با ترس درحالی که نگاهم را از نگاه پر از نیازش میدزدیدم گفتم
:
_
ما همش سه روزه با هم آشنا شدیم
نذاشت ادامه بدم کمی با لحن خشنی گفت
:
_
آره مگه نمیخوای این رابطه و دوستی عمیق بشه؟
واقعا وحشت بی سابقه ای به قلبم چنگ زد و نتوانستم حرفش را عمیقا هلاجی
کنم و یا ترسیدم که با ترس و لرز زمزمه کردم
:
_
رایان منظورت چیه ؟
پوزخندی زد اینبار و نگاهش را به خودم نتوانستم درست تفکیک کنم چه حسی
را در بر گرفته بود که گفت
:
_
خوب میدونی که منظورم چیه ؟
تمام ترسی که در خود سراغ داشتم نگاهش کردم که گفت
:
_
باید برای تداوم دوستیمون منو…….

پیشنهادی

نظرات شما

  • Saniyeh گفت:

    دستت تمام نویسندگان محترم درد نکنه سال خوبی داشته باشید

  • Pey گفت:

    حاملگی اجباری خوب بود البته اگه راست باشه ولی مرد قصه انسان واقعا پستی وکوتا فکری هست که خودخواه ،وحشی،مقایسه‌گر ،قضاوت ،و تمام گناهان یا صفات بد که یه انسان میتونه‌ داشته باشه رو دارا هست اما در عوض خانم قصه یه انسان شریف و با ژان و خانواده دار ،و با ایمان از نوع روشن فکران و نسل دهه ۷۰ که با ۹۰ درصد از افکار به ظاهر درست جامعه و خانواده ،به طور منطقی مخالفه ،از همین آدم خوبای دهه ۷۰ به بعد که واقعا انسان بودن و شرافت رو خودشون به تنهایی هم میتونن درک کنن و تو زندگی به خوب بودن به معنای واقعی کلمه عمل کنن که اگه من آوا بودم حتما به روش دهه ۷۰ به بعد حالشو رایان خان رو می‌گرفتم ،که آوا هم همین کارو کرد تا حدودی ،اما‌خیلی کم بود ،نویسنده هم خوب بود کارش و قوه تجسم خواننده رو به نوعی تا حدودی فعال میکرد و جوری داستان رو روایت کرد که هر کسی بتونه راحت بیش از ۹۵ درصد از لحظات رو تو ذهنش تصویر سازی درست و نزدیک به گفته نویسنده و اتفاقات قصه تو ذهنش ایجاد کنه ,یا حتی خودش رو جایگزین افراد قصه قرار بده

  • Sahra گفت:

    باسلام
    من رمان رو خوندم ولی به قدری قلم نویسنده ضعیف بود که نشد تا آخر بخونمش…فکر میکنم فقط میخواستن صحنه دار باشه یا زجر و زجرکشی… لطفاً شما که داری زحمت می‌کشی و وقتتو میذاری مینویسی، یکم دقت کن که هدر ندی چیزیو…درکل ممنون